ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

701

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

پاك مىشود تا بطور كامل و مطمئن‌ترى خانهء مقدس بمرحلهء طهارت و تقدس برسد ] [ 1 ] . آنگاه كشور بنى اسرائيل ميان پادشاهان يونان و ايران و روم دست بدست ميگشت و در اين مدت پادشاهى خاندان اسرائيل بمرحلهء عظمت رسيد و [ پس از آن ] [ 2 ] خاندان حشمناى [ 3 ] كه از كاهنان آن قوم بودند بسلطنت رسيدند و آنگاه فرمانروائى به هيرودس [ 4 ] از بستگان ايشان ( داماد و شوهر خواهر آنان ) و پس از وى بفرزندانش انتقال يافت و هيرودس بيت المقدس را بر حدود بناى سليمان ، ع ، بنيان نهاد و در زيبايى آن دقت فراوان به كار برد ، تا آنكه بناى مزبور را در مدت شش سال تكميل كرد و چون نوبت سلطنت روم به طيطش رسيد و بر كشور بنى اسرائيل دست يافت بيت المقدس و مسجد آن را خراب كرد و فرمان داد كه در جايگاه آن زراعت كنند ، پس از چندى روميان به دين مسيح ، ع ، گرويدند و به تعظيم آن معتقد شدند ، آنگاه وضع پادشاهان روم در پيروى از دين مسيح دگرگون شد و يك بار بدان ميگرويدند و بار ديگر آن را فرو ميگذاشتند تا آنكه نوبت پادشاهى به قسطنطين [ 5 ] رسيد و مادر وى هيلانه [ 6 ] ( هلن ) بدين مسيح ايمان آورد و به قدس [ 7 ] ( اورشليم ) سفر كرد تا چوبى را كه بعقيدهء آنان مسيح را بدان بر دار آويخته‌اند بدست آورد ، و در آن جا كشيشان [ 8 ] به وى خبر دادند كه چوبى بر روى زمين انداخته شده و بر آن خاكروبه‌ها و كثافات نشسته است . هلن دستور داد چوب را از زير خاكروبه‌ها بيرون آوردند و در جايگاه آن خاكروبه‌ها كليساى قمامه [ 9 ] را بنيان نهاد چنان كه گويى كليساى مزبور بر روى قبر وى بعقيدهء آنان بنا شده است و فرمان داد بقيهء ساختمان بيت المقدس را ( كه باقى مانده بود ) خراب كنند و هم

--> [ 1 - ) ] قسمت داخل كروشه در چاپهاى مصر و بيروت و ينى نيست و دسلان حدس زده كه شايد از اضافات ناسخان باشد . [ 2 - ) ] در « ينى » نيست . [ 3 - ) ] Machabees يا Lesasmoneens [ 4 - ) ] Herode [ 5 - ) ] Constantin [ 6 - ) ] Helene در بعضى از نسخ « هلاية » و در برخى « هيلانة » است و صحيح « هيلانة » مىباشد . [ 7 - ) ] Jerusalem [ 8 - ) ] اين صورت « قساوسه » از چاپهاى مصر و بيروت است در « ينى » كلمهء « قماقه » است كه در لغت بمعنى « جمعيت مردم است » : [ 9 - ) ] اين نام را مسلمانان به كليساى مزبور داده‌اند و خود مسيحيان بجاى آن « معبد زندگى دوباره » ميگويند .